متاسفانه وبلاگ www.nasreenana.blogfa.com توسط گروهی هک شده . در حال حاضر امکان بازیابی اطلاعات آن میسر نیست به همین منظور محسن و زمانه مطالب خودرا در این وبلاگ ارائه می نمایند.
به پاس و با یاد آرشیو از دست رفته در دو هفته متوالی گزیده ای از آرشیو قبلی را پست می کنیم تا هم آرشیو جدیدی را تهیه کرده باشیم هم دوستان جدید با دست پخت قبلی آشنا کرده باشیم
تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم
يه دختر نابینایي تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش نابیناست. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش





