تبليغاتX
کاش در دهکده عشق فراوانی بود

متاسفانه وبلاگ www.nasreenana.blogfa.com  توسط گروهی هک شده . در حال حاضر امکان بازیابی اطلاعات آن میسر نیست به همین منظور محسن و زمانه مطالب خودرا در این وبلاگ ارائه می نمایند.

به پاس و با یاد آرشیو از دست رفته  در دو هفته متوالی  گزیده ای از آرشیو قبلی را پست می کنیم تا هم آرشیو جدیدی را تهیه کرده باشیم هم دوستان جدید با دست پخت قبلی آشنا کرده باشیم

 

تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم

 

 

يه دختر نابینایي تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش نابیناست. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 20:2 |
+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:54 |

اگه رفتي نه كه فكر كني فراموشم ميشي

يه غريبـه  واسـه اين دل پريشونم ميشي

 

اگه رفتي نه كه فكر كني دلم نمي شــكنه

يا يكي عشق تور رو از تو دلم خط مي زنـه

 

اگه رفتي نه كه فكر كني بازم بهار ميـشه

غنچه اي وا ميشه و شكوفه بي قرار ميشه

 

اگه رفتي با تو هـرچي گل ياس مي ميـره

بعد تو  فكر نكنـي دلم كه آروم مي گيـره

 

نه ديگه فكر نكني بعد تو خورشيد مي تابه

ابراي  جفت چشـام  ببين چـه باروني داره

 

اگه رفتي نكنـه دلـت بـرام تنـگ بشــه

نكنه ناز چشـات با گريـه همرنـگ بشــه

 

نكنه  غصـه بيـاد تو كنـج قلبـت بشينــه

يا كه ماه آسمـون تو  رو  پـريشـون ببينـه

 

اگه رفتي ما و عشق ما  رو  هر دو  بي خيال

                                      دل وامونده ما و چشاي گريون مارو بي خيال

 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:53 |

بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
بیا کنارم ساقه ی بهاره
رو فرش برگ و پولک ستاره
خمار شعرم می شکنه پیش تو
عجب شرابی نفس تو داره
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
تن حریرت جوی عطر جاری
صدای گرمت غیرت قناری
بذار بگیرم مثل تور دریا
تو رو در آغوش ، ماهی فراری

بیا کنارم سرو ناز بی تاب
بیا کنارم زیر طاق مهتاب
عطش ببازیم به نسیم دریا
غزل برقصیم تا طلوع فردا
گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم
اگه بدونن ابر و باد و بارون
چه دلنوازه این شب مهربون
هجوم می آرن روی چرت کوچه
صدای شهر رو می برن آسمون
غروب گذشت و شب رسید به نیمه
تب تو می خواد گل سرخ هیمه
بگو بخوابن همه اهل دنیا
هنوز یک نیمه مونده از شب ما

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم

گل بهارم در انتظارم ،حریق سبزی بیاد کنارم

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:46 |

یه روز اومدی مثل موج دریا
بوی پیرهنت مثل خواب و رویا
سایه های ما رو شنای ساحل
پا به پا بی صدا غرق تمنا
یه روز اومدی تو سکوت سردم
سر به راه شد این دل دوره گردم
حالا چی شده که می خوای جدا شی
چی شده تو بگو من چه کردم
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
دوباره تو باد موهاتو رها کن
منو راهیه شب قصه ها کن
میمیرم واسه تب تند لبهات
دوباره زیر لب اسمم و صدا کن
اشکم و پاک کن از گونه ی من
سر بزار باز رو شونه ی من
منو سیاه کن با دروغ تازه
بگو که میگیری بهونه ی من
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
دوباره تو باد موهاتو رها کن
منو راهیه شب قصه ها کن
میمیرم واسه تب تند لبهات
دوباره زیر لب اسمم و صدا کن
اشکم و پاک کن از گونه ی من
سر بزار باز رو شونه ی من
منو سیاه کن با دروغ تازه
بگو که میگیری بهونه ی من
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم
به خداااا
حالا باز منو نسیم و موج دریا
میمونیم بدون تو عریب و تنها
به خدا بی تو یه صدف شکستم


 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:35 |
 

 

مي شه   از  بركت  چشـم  نجيبتون  يـه شـب

تا  خـود  خـود  سحـر  با  رويـا  همبازي بشـم

با  چه  شوقي  رو تن  بنفشه ها  دست  بكشم

به  سفـر  رفتـن  كفتـراي  بـاغ  راضـي  بشـم

 

مي شـه  از  گنــدمي هاي  سـر  زلـف نـازتـون

دو سه  تا خوشه به اين شكسته بال و پر  بديد

ببـريـنـش  تـا  سـر  چشـمه  نـور  و  آيـيـنـه

واسـه  تسـكين  دلـش  يـه شعر  تازه تر بگيد

 

مي شه زحمـت بكشيـن  بـراي  يـكبـارم شـده

ما  رو  قابـل بـدونيـد رو چشـم ما پـا بـزاريـد

چه قشنگه اسمتون كاشكي ميشد يه شب اونو

با سـر انگشـت  حيا  رو  قلـب مـا جـا بـزاريـد

 

ميشه منت بزارين يه شب كه تاريك و سياست

واسـه آسمـون  مـا  يـه مـاه نقـره اي  بشيـن

مي دونم  جسـارتـه  منو ببخشين كه مي خوام

واسـه  دلبـستهگيـام  دختـر  رويـايـي  بشيـن

 

ميشه هر چي غصه هست تو دلتون به ما بدين

محض  خـاطـر  خـدا  غم ها  رو  در بـدر  كنيـد

ما رو عفو  كنيد اگه  عشق  شما تو دل ماست

مي پذيرم  اگه  اين  عاشق  و دست  بسر كنيد
 
+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 19:12 |

کنـجشککه  اشی مشی    خـاطـر خـواه ما نشــی

اشک میاد خیس میشی  غصه میاد داغون میشی

 

ما رو چـکار بـه عاشـقی  ما دل وامونـده  داریم

تو خـط عاشقـی  دلی  از هـمـه جـا رونـده  داریم

 

گنجشککه اشی مشی     بهتـره مـوندگـار نشـی

بـالتـو  وا کـن و بـپـر   تـا کـه اسیـر یــار نشـی

 

اینـجـا همـه دلاشـونـو  تو قـاب سنـگی میزارن

واسـه تفنـن هم شـده  رو قلـب هـم پـا میزارن

 

جـونـم بـرات بـگه اشـی  دل بـه غریبـه ها نبند

 

بـه رسـم عاشقـی نخـون  دلـت رو از اینـجا بکن

 

 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 18:47 |
 
+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 18:23 |

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 18:20 |

می خوام پریشـون بشم و می خوام پریشونی کنم

می خوام فقـط بـرای تـو چشـــامــو قـربـونی کنم

می خوام رو مخمل نگات طرحی از آفتاب بکشم

واسه شبـای بی کسیـت یـه مـاه و مهتاب بکشم

می خوام برای خـواب تـو یـه باغ رویـا بســـازم

می خوام  بـه  احتــرام  تـو دلـم رو یکـجـا بـبـازم

می خوام بـه نستـرن بگم بـوی تو رو داشته باشه

بـه قـاصـــدک بـگم خـبـر از تـو فقـط داشته باشه

می خوام شقــایـقــا فقـط واســه تـو طنـازی کنن

ستـاره ها تـو حـوض چشـمای تـو آب بـازی کنن

می خـوام تـبـســم تـورو تـو قـاب قلـبـم بـزارم

واسـه  دوباره  دیـدنـت   از  هـمـه دنـیـا بـگذرم

می خوام به رازقی بـگم پیش چشـات رنـگ ببازه

تـا تـو نـگاه می کنی رنگیــن کـمــون رنـگ نسازه

می خوام  نسیـم  دربـدر مـوی تـورو شــونـه کـنـه

بـنـفشـه های مهـربـون  کنـج  دلـت  خـونـه کـنـه

می خوام بـگم قـنـاریـا   واســه تـو تنـهـا بـخـونـن

پـرستــو سـفـر نـرن  پـیـش تـو  ایـنـجـا بـمـونـن

 

+ نوشته شده توسط محسن در یکشنبه بیست و سوم دی 1386 و ساعت 18:10 |


Powered By
BLOGFA.COM


onLoad and onUnload Example